مشكلات اصلي حوزه آبخيز : براي استفاده از نيروي انساني ، زمان و منابع محدود ، بررسي و طرح ريزي حوزه آبخيز تا جايي كه امكان دارد بايد عملا انجام گيرد . بررسي بايد در راستاي تشخيص اهداف اصلي و مشكلات عمده انجام گيرد . در عين حال نبايد از پتانسيل كل حوزه آبخيز غفلت نمود . مشكلات عمده حوزه آبخيز : مشكلات عمده و بزرگ حوزه آبخيز از كشوري به كشور ديگر متفاوت است . بسياري از اين مشكلات وابسته به هم هستند و نميتوان به راحتي آنها را تشخيص داد و از هم متمايز كرد. با اين وجود ميتوان اين مشكلات را به گروههاي زير تقسيم نمود . اجتماعي – اقتصادي : فقر روستايي در بالا دست سبب مهاجرت روستاييان به شهر هاي بزرگ ميشود و يا باعث تخريب منابع حوزه آبخيز ميگردد. كاربري ارضي نامناسب ( كشت بر روي شيب ، تغيير كشت بدون شخم مناسب ، چراي مفرط و..) باعث تخريب زمين و ديگر منابع حوزه آبخيز ميگردد. جنگل زدايي سبب افزايش خطرات سيلاب هاي فصلي و يا خشكسالي در پايين دست ميگردد. فني – سازماني ( Technical/institutional) : طرح هاي ضعيف و نامناسب و فعاليت هاي توسعه اجرايي ( جاده سازي ، خانه سازي ، معدن كاوي ، ايجاد تفريح گاه ها و ... ) ، آبراهه هاي را تخريب نموده و محيط زيست را آلوده ميسازد . طبيعت : بلاياي طبيعي ( سيلاب هاي شديد ، زمين لغزش ها ،آتش سوزي هاي طبيعي و..) بر وضعيت حوزه آبخيز صدمه وارد مياورد. فرسايش طبيعي و فرسايش تسريع شونده ، سبب ته نشست رسوب در بند هاي ذخيره آب ، كانال هاي آبياري ، و ديگر تاسيسات عمومي ميشود . دسترسي و محدوديت هاي منابع : در اجراي طرح عملي حوز ه آبخيز نبايداز موجوديت و محدوديت هاي منابع چشم پوشي نمود . احتمال اجراي يك طرح غيرواقعي بسيار كم است . برخي از محدوديت هاي بزرگي كه در پروژه هاي آبخيزداري در كشور هاي مختلف با آنها روبه رو هستند شامل: نبود سرمايه . كمبود نيروي انساني ، مخصوصا در سطح حرفه اي . هماهنگي ضعيف بين سازمان هاي دولتي . پويايي كم و كمبود وسايل كاري . فقدان داده ها و تحقيقات براي توسعه مداوم . ديگر محدوديت هاي اجتماعي – اقتصادي ، سازماني و سياسي اين محدوديت ها بايد جدا ملاحظه گردند و استراتژي هاي مديريت حوزه آبخيز بايد بر اين محدوديت ها غلبه نمايد . شناخت محدوديت ها و موجوديت منابع و استفاده بهينه از اين موجوديت ها بر عهده آبخيزدار يا طراح پروژه است . تشخيص مشكلات ، اهداف و اولويت ها : 1- جمع آوري داده هاي موجود : جمع آوري داده هاي موجود ، اولين گام در جهت بررسي و طرح ريزي حوزه آبخيز است . در بسياري از كشورها ،بررسي خاك ، زمين شناسي ،بررسي جنگل و مطالعات اقلیم ممكن است قبلا انجام شده باشد . گزارشات ، اطلاعات آماري و نقشه ها كمك بسياري در بررسي حوزه آبخيز ميكند . آژانس هاي دولتي ديگر ميتوانند عكس هاي هوايي ، نقش ههاي توپوگرافي ، اطلاعات مالكين و اطلاعات زيربنايي را مهيا نمايند . معمولا با صرف زمان اندكي براي جستجو ي اين منابع اطلاعاتي ، ميتوان از مزاياي آنها سود جست . در صورت استفاده نكردن از اين منابع ، آبخيزدار هزينه و زمان زيادي را متحمل ميشود. داده هاي تاريخي همچون بارندگي ، سرعت جريان آب و تاريخچه كاربري ارضي را نميتوان فقط با بررسي هاي صحرايي به دست آورد در صورتي كه اين داده ها در آژانس هاي دولتي به صورت فشرده و خلاصه وجود دارد . پس از اينكه داده هاي موجود جمع آوري شد و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت ، بررسي اوليه به منظور چك كردن ، اضافه نمودن و به روز رساني اطلاعات انجام ميگيرد . با انجام اين كار ، زمان كلي بررسي حوزه آبخيز بسيار كاهش ميابد . -تشخيص سريع مشكلات حوزه آبخيز : قبل از شروع بررسي تفصيلي ، اغلب بررسي هاي مقدماتي نياز است . هدف اصلي از بررسي تفصيلي ، تشخيص مشكلات عمده و جمع آوري يا تطبيق ( چك كردن ) داده هاي اوليه است.در اين نوع بررسي عموما كار هاي زير انجام ميگيرد : جمع آوري اطلاعات دست اول در طبيعت و ميزان مشكلات فيزيكي و اجتماعي كه در آينده كار طرح ريزي دقيق را ساده تر ميكند . استفاده از تصاوير ، نقشه ها و اطلاعات هاي ديگر . بدين طريق آبخيزدار با شرايط حوزه آبخيز آشنا ميشود بررسي تعداد ، دقت و شرايط ايتسگاه هاي آب و هوا شناسي در حوز ه آبخيز ديدار و ارتباط با آژانس ها ،سازمان ها ، جوامع و كشاورزان محلي سازماندهي به منظور بررسي آتي و تخمين هزينه بررسي و طرح ريزي مشكلات فيزيكي : كشف و تشخيص اين مشكلات معمولا كار سختي نيست . شيب هاي تند ، بدلند ها ، خاك هاي مستعد لغزش ، سازند زمين شناسي ضعيف و غيره ، مثال هايي از اين نوع هستند . مشكلاتي همچون بارش شديد و سنگين باران ، رواناب زياد ، جريان هاي طغياني ، باد هاي سهمگين ، بايد از اطلاعات آب و هوا شناسي و يا با جمع آوري اطلاعات و مشاهدات محلي كسب گردند . مشكلات استفاده از منابع : مشكلاتي همچون تغيير كشت ، تخريب جنگل ، آتش سوزي ، چراي مفرط ، احداث نامناسب جاده و عدم كنترل معدن كاوي بايد تشخيص داده شود و اگر امكان داشته باشد ، دلايل آن بايد مورد ملاحظه قرار گيرد . تشخيص درست اين مشكلات در مراحل اوليه كار در پيشبرد بررسي و طرح ريزي حوزه آبخيز و همچنين تشكيل خط مشي درست در آينده تاثير بسزايي دارد مشكلات نهايي : اثرات نهايي تخريب حوزه آبخيز - فرسايش خاك ، زمين لغزش ، رسوب گذاري زياد ، آلودگي آب ، سيلاب ها و خشكسالي و غيره بايد سريعا تشخيص داده شود . اين اثرات را ميتوان از طريق مشاهده و رسيدگي سريع و تا حدي از داده هاي به دست آمده از آژانس هاي منابع آب و يا مناطق مسكوني محل مورد نظر يافت . مشکلات اجتماعی و اقتصادی و مشکلات دیگر : مشکلات اجتماعی و اقتصادي كشور هاي در حال توسعه ، مانع مهمي در انجام كار هاي است . هر مشكل اينچنين بايد در مراحل ابتدايي انجام پروژه تشخيص داده شود . از جمله اين مشكلات ميتوان به تصرف اراضي ، فقر ، فرهنگ ،مقبوليت پايين نوآوري در منطقه ، كاهش فصلي كارگر و ... را ميتوان نام برد . ملاحظه امكانات مديريتي : -2.3 چالش هايي كه در طي انجام پروژه شناخته ميشوند : صرفا تشخيص مشكلات حوزه آبخيز براي انجام صحيح يك پروژه كافي نيست .چالش هاي ممكن نيز بايد به هنگام آغاز كار بررسي گردد. |
لينک ثابت نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:58  توسط مهران
|
|
|
|
